گنگ گویا
تا توانستم ندانستم چه سود ... چون که دانستم توانستم نبود
نوشته های پیشین
شهریور ۱۳۹۱
دی ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۷
شهریور ۱۳۸۷
مرداد ۱۳۸۷
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
نشسته ماه بر گردونه عاج .
به گردون مي رود فرياد امواج .
چراغي داشتم، كردند خاموش،
خروشي داشتم، كردند تاراج ....
خانه
پست الکترونیک
عناوین نوشته ها
پیوندها
سمیرا_آتیش پاره
اشعار سوزان یگانه
با تو
زخم خورده
فروغ فرخزاد
زندگی یک نفس...
پرهام
علی
سارا
سپیده
احمد رضا
خط شکن
دلتنگ
صفای اشک وفای غم
تبسم زندگی
مهربانی کجاست؟
راز جدایی
غمگین تنها
کلبه عشق
پونه
تکو _تنها
مهتاب
خیلی نامردی
داغون
گل سرخ
BLOGFA.COM